رسانهها هفته گذشته پر بود از اخبار و اضهار نظرها راجع به ماجرای اقدام به قتل سفیر عربستان در آمریکا.
تا اینجای کار بسیار طبیعیست و روال معمول اخبار داغ مشاهده میشود. اما آنچه که از خود خبر جالب تر است تفاسیر و اضهار نظرهای مفسرین و کاربران شبکههای اجتماعی است.
تا آنجا که توانستم افراد و عقاید را دسته بندی کنم به این نتیجه رسیدم که آنها در سه گروه متمایز قرار میگیرند:
1. آتها که معتقدند این موضوع واقعیست.
2. آنها که مخالفند.
3. آنها که موضوع را به تئوری توطئه ربط میدهند، از قبیل کار خود آمریکاست، کار اسرائیل است و سرانجام کار مجاهدین خلق است.
تنها مورد استثنا آقای بنی صدر هستند که موارد یک، دو و سه را با هم ترکیب کرده و میگوید :
بنی صدر گفتگوی امشب با رادیو عصرجدید: تصدی کنندگان این تروربنایشان برترورنبود، می خواستند برای حکومت آمریکا مدرک درست کنند.
و ماجرای کودتای نوژه را مثال میاورند که، آن کودتا برای کودتا نبوده بلکه برای این بوده که ارتش نابود شود تا عراق بتواند به ایران حمله کند!
گذشته از نثر ثقیل و عجیب همیشگی گفتار آقای بنی صدر، این ادعا و مثالی که میاورند آنقدر دور از عقل است که به آن نخواهم پرداخت.
به تئوری توطئه هم نخواهم پرداخت چون این افراد چیزهایی میبینند که انسان نرمال و عادی نمیبیند و مدرکی هم ندارند تا ارائه کنند.
گروه مورد علاقه من افرادی هستند که جریان را انکار میکنند. این گروه طیف گستردهای از حزب اللهی محض گرفته تا آمریکاییهای تحصیلکرده با سابقه دیپلماتیک را شامل میشود. مهمترین استدلال این افراد برای انکار و رد اقدام به ترور سفیر عربستان در آمریکا شامکل موارد زیر است:
1. این کار غیر منطقی است.
2. برای جمهوری اسلامی فایدهای نداشته.
3. کل عملیات احمقانه است و در صورت واقعی بودن باید با روش بهتر و احتیاط بیشتری انجام میشده.
4. جمهوری اسلامی بد است اما احمق نیست.
بسیار خوب تا اینجای کار استدلالات مخالفین مرا که حداقل سعی میکنم واقعیتگرا و منطقی باشم بخوبی میتواند راضی کند. همه چیز خوب است و به هم میخورد.
اما در انتها باز موضوعی باقی میماند که مغز را دچار خارش شدیدی میکند. آن موضوع این واقعیت ساده است که این مارجرا دو سر دارد، جمهوری اسلامی و آمریکا.
هیچکسی نمیتواند بگوید چون موضوع احمقانه است پس کار جمهوری اسلامی نیست چون در اینصورت این آمریکاست که کاری احمقانه کرده و خواسته با این سناریوی مسخره و دور از عقل ایران را متهم کند. پس اگر کل ماجرا احمقانه است و جمهوری اسلامی کار احمقانه نمیکند پس لاجرم باید ادعا کنیم که آمریکا کار احمقانه کرده است، اینطور نیست؟
آنها که اقدام به عمل تروریستی جمهوری اسلامی را انگار میکنند یا به این موضوع فکر نکرده بودند یا این که علایق سازمانی، حزبی، ایدئولوژیکی و مذهبیشان و یا حتی خوی ضد آمریکایشان آنها را وادار کرده چنین نتیجه گیری کنند.
البته لازم به یادآوریست که من به هیچگونه معصومیتی اعتقاد ندارم و معتقدم که حتی آمریکا هم میتواند کار احمقانه بکند همانطور که کرده است، جمهوری اسلامی هم میتواند کار احمقانه بکند همانطور که بارها کرده است. اما اینجا دو طرف معادله ما این دو کشورند و هیچ چارهای وجود ندار بجز این که یکی از آنها را به حماقت متهم کنیم. من بشخصه با احتمال بالا روی جمهوری اسلامی و اقدام به حماقتش شرط میبندم.
شما روی کدام شرط میبندید؟


